2821
2789
عنوان

ازدواج

159 بازدید | 6 پست

با سلام 

از خدمت سربازی بنده یک سال دو ماه داره میگذره روزی که وارد یگان شدم به عنوان سرباز کاربر فنی رایانه مامور اعزام به کوی سازمانی ارتش در خدمات کامپیوتر شدم به مدت یک سال مشغول خدمت در اونجا هستم اما از اونجا که سرهنگ نمیتونه صبح بیاد مغازه و باید بره سر خدمت مسئولیت اونجارو به دختر و همسرش واگذار کرده اوایل که میدیدمش اصلا باهاش چشم تو چشم نمیشدم فقط کار خودمو انجام میدادم تا اینکه سر یک مسئله باز شد اونجا فهمیدیم ما افکار و شبکه مشترک باهم دیگه داریم اینجا فقط باهم سر مسائل صحبت میکردیم اصلا بحث دوستی این حرفا وسط نمیکشیدیم بعد از یک مدت بهش احساسمو بهش گفتم اولش که کمی جا خورد بعد از یه مدت قبول کرد به خانوادهامون این موضوع رو گفتیم اونا هم هیچ مشکلی با این قضیه ندارن اما شرطی که جناب سرهنگ ( بابای دختره ) پیش پام گذاشت باید بشم افسر پایور ارتش خودم از این شرط خیلی جا خوردم چون خدمت توی نظام به مدت ۳۰ سال برام غیرقابل تحمله از طرفی خانوادم هم با این شرط مخالفت کردن حتی من هم به این خانم گفتم نمیتونم برای نظام خدمت کنم هرچی به باباش اسرار کرد قبول نکرد از طرفی هم تک فرزنده امیدوارم شما یک راه حل برای این موضوع داشته باشین خودم که دیگه به ته خط رسیدم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

نظامی گری خوبه ماهی سه چهار تومن در میاریی ..اگه نظامی نشی چه شغلی رو انتخاب می کنی حالا پیشنهاد منو داشته باش برو نظامی شو بعد ازدواج کن بعد ۴سال بیا بیرون به شغل و همسرت برس تمام

فک میکنم درد دوست داشتن

راحت تر از درد کاریه ک بدت میااد

و باید انجامش بدی

مخصوصا شغل

ک تاثیر خیلی مستقیمی رو شخصیت و روح و روان ادم داره

اگ بخاطر دوس داشتنت شغلو انتخاب کنی 

احتمال میدم ک در اینده ب مشکل بخورید و بحث و اینحرفا..

نظر شخصیم اینه....

2824
2823
2791
2779
2792