خیلی سخته یکی رو دوس داشته باشی و تا مرز ازدواج ببرتت و یک شبه دنیا رو رو سرت خراب کنه و بگه ما به درد هم نمیخوریم و یک دفعه از زندگیت محو بشه . هنوز دوسش دارم و میخوام برگرده شاید من خیلی احمقم خدایا کمک کن.
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
اینی که الان میره ،ازدواج کنی باز هم میره ،خدا رو شکر کن که الان خودشو نشون داد ،و مشخصه که متعهد نیس،الان تا یه چند وقت غصه میخوری ،بعد تازه شکر میکنی
یه دفعه شد واقعا اومدیم راجب مهریه حرف بزنیم که من گفتم خونواده میگن فلان اندازه ولی من میخوام توافقی باشه اونم یه دفعه دعوا کرد که مگه میخوان تو رو بفروشن و از این حرفا اما من بهش گفتم همه رو بهت میبخشم یعنب قبل عقد تعهد محضری میدم بهت اما انگار دیگه حرفای منو نمیشنید و من هرچقدر پیام دادم زنگ زدم جواب نداد.واقعا یک شبه شد
یه دفعه شد واقعا اومدیم راجب مهریه حرف بزنیم که من گفتم خونواده میگن فلان اندازه ولی من میخوام توافق ...
به نظرم بهونه اورد.. اگه کسی رو چند سال بخوای محاله واسه مهر اینطوری بزاری و بری... حتما یه فکرایی تو سرش بوده شاید خانواده اش راضی نبودن و پرش کردن یا دعا گرفتن واسش اینطور تغییر ناگهانی غیر عادیه.... یه چیزی پشت این داستان هست مهریه فقط یه بهونه بوده