2777
2789
عنوان

نظر سنجی

122 بازدید | 22 پست

یه جاری دارم خو دو به هم زنی شهره شهر هست خیلی اب زیرکاه هست از تو حرف میبره به یکی دیگه از اون به تو چند سال پیش به خاطر یه سری حرفا من باهاش قطع رابطه کردم من از بالا شهر مجبور شدم به خاطر شوهرم و خونوادش بیام پایین شهر زندگی کنم مدام تحقیرم میکرد در صورتی که خودش بچه پایین شهر بود حالا باباش خودکشی کرده همه میگن جاریته بیا مراسم اینم بگم چند بار بچه من بیمارستان بستری بود اصلا نیومد هیچ کسم نگفت به خاطر جاریتباید بری بیمارستان حالا همش به من میگن زشته باید بری اما میدونم اگه برم دوباره خبرکشی میکنه و بین منو با همه میریره به هم شوهرمو فرستادم اما خودم هر کار میکنم نمیتونم برم 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

حالا تو عزااداری فرصت خبر چینی نداره دو دقیقه برو خودتو نشون بده

امیرمؤمنان علی(ع)- خطاب به قنبر- که می‌خواست به کسی که به او ناسزا گفته بود، ناسزا گوید- می‌فرماید: آرام باش قنبر! دشنامگوی خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خدای رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کرده و دشمنت را کیفر داده باشی. قسم به خدایی که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید، مؤمن پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری خشنود نکرد و شیطان را با حربه‌ای چون خاموشی به خشم نیاورد و احمق را چیزی مانند سکوت در مقابل او کیفر نداد. (أمالی شیخ مفید، ص118، ح2)
چون باباش مرده ده دیقه برو چه عیب داره

بخدا میدونم چه جور ادمیه تو موقعیتی بود با همه قطعه رابطه بود من کلی باهاش حرف میزدم ارومش میکروم اومد سر حرفای من یه مهمونی گرفت همه رو دعوت کرد جز من خونواده شوهرم گفتن چرا فلانی رو دعوت نکردی گفته دوست ندارم 

مگه پایین  شهر اومدن  تحقیر شدنه  ؟؟؟؟ یعنی اونا که  بالا شهرن   آدم ترن!! ...

نه میگم یعنی من ۲۸سال بااا شهر بودم برام مهم نبود کجا زندگی کنم میگفتم ادم هر جا باشه مهم اصالتشه اما اون اینو میکوبید تو سر من 

حالا تو عزااداری فرصت خبر چینی نداره دو دقیقه برو خودتو نشون بده

اخه دوباره پیام دادناش شروع میشه جاری بزرگم گفت میدونم این چه جور ادمیه بیا گفتم باور کن نمیتونم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز