سلام دوستان وقتی پدر شوهرم اینا اومدن خواستگاری گفتن باید چادر بپوشی منم گفتم مشکلی نیست الان که ۶سال از زندگیم میگذره با دوتا بچه عیدی چادر نپوشیدم البته همسرم با چادر نپوشیدنم مشکل نداره پدر شوهرم از عیدی که چادر نپوشیدم بی محل کرده هم من وهم شوهرم رو دیشب گفته بیایید باید باهاتون صحبت کنم اگه چیزی گفت چی جواب بدم من هیچوقت چیزی نگفتم همش کوتاه اومدم
سلام.الان دیگه چادرایی هست که میشه راحت بچه داری هم کرد.هر چقدر آدم بتونه پدر و مادر رو راضی نگه داره حتما" خوبه و اثرات خودش رو داره،ضمن اینکه ظاهرا" شما 6 سال با این موضوع کنار اومده بودین !
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
نه شوهر من وبرادراش حرف پدرشون براشون مهمه یعنی پدرش بگه برین تو چاه میگن راست میگه با کله میرن تو چاه منم اصلا دوست ندارم من درست خانواده همسرم رو نشناختم اولش خودشون رو خوب نشون دادن ولی فهمیدم خوب نیستن فقط خودشون رو میبینن
راحت بگو نميتونم با بچه كوچيك جادرم رو هم جمع كنم و نميخوام به چادر بي احترامي كنم من به احترام شما تا بخال چادر سر كردم و از زمانيم كه دوباره بتونم سر ميكنم باز(حالا اينو الكي بگو تا عادت كنن به بي چادريت)
از عیدی بهم محل نمیده اصلا جواب سوال نمیده منم خیلی خیلی ناراحتم گریه کردم دیگه واقعا این بی محلی خیلی بده من مگه کار بدی کردم فقط چادر نپوشیدم از فکر های قدیمی که فکر میکنن کسایی که چادر میپوشن از بقیه عالی تر هستن متنفرم
شوهرم هم اول گفت چادر بپوش الان میگه دوست داری بپوش دوست هم نداری نپوش ولی دخالت های بی جا خانواده ها تو زندگی بچه هاشون خیلی بده مثل این میمونه پدر من بیاد به همسرم بگه تیشرت نپوش پیراهن بپوش واقعا آدم نمیتونه تو زندگیش پوشش رو انتخاب کنه