اره عزیزم وارد ماه چهارم نشده بودم . سخت بود ولی خدا رو شکر که گذشت ...
امشب دلم گرفت من باردار بودم نمیدونستم البته و بخاطر فوت و ... حدود دو روز بود غذا نخورده بودم به شدت گرسنه بودم تو میوه های مراسم موز دیدم و وحشتناک دلم موز خواست . رفتم تو اشپزخونه که یکی بخورم عمه بزرگ پسرم جوری باهام رفتار کرد که چرا دارم موز میخورم همون موقع پریدم تو دستشویی و کلی بالا اوردم . تا اخر بارداریم دیگه هوس چیزی نکردم و پسرم از موز به حدی متنفره که کوچک بود بخاطر دستور غذاییش بهش میدادم بالا میاورد و هنوزم نمیخوره .اما حالا بعد از گذشت ۱۵ سال اینقدر همه چی متفاوته