قبلا طبقه بالای مادرشوهرم زندگی میکردم بعد با خواهرشوهر مجردم دعوام شد خواهرشوهر متاهلم از اون روز باهام حرف نزد.یعنی جواب سلامم هم با زور میداد! منم دیدم زیرلبی و با زور جواب میده دیگه سلام نکردم بهش.بعد از یکی دوسال پاشدیم از اون خونه و خونمون رو عوض کردیم.حالا خواهرشوهر بزرگم زایمان کرده شوهرم میگه بریم خونشون! خیلی هم مشتاقه که بریم.نمیدونم چی درسته چی غلط.لطفا راهنماییم کنید.
اتفاقا همین جریان برام پیش اومده خود خواهرشوهر بزرگم اومد خونمون اون کوچیکم باهاش قهرم حتی بچه اش بدنیا اومد نرفتم کلا من خودم برا خودم مهمتر از دیگرانند من اینطوری زندگی میکنم عاشق ارامش خودمم😆😆