خیلی سخته من شوهرم موقع خاستگاری بهم گفت عاشق بوده اما جور نشده والان میخاد زندگی جدیدی شروع کنه منم بیخیال خودمو نشون دادم و چسبیدم به شوهرم اما موقع عید بود عقد بودیم منو برد جلو یه خونه گفت بریم دیدو بازدید گفتم کجاس گفت بیا میفهمی بیشعور وقتی رفتیم داخل نمیشناختمشون معرفی که کرد فهمیدم خونه مادر همون زنس اتفاقا اونم اونجا بود طلاق گرفته بود دنیا رو سرم خراب شد تازه وقتی برگشتیم پرو بهم گفت چرا بق کردی سرمم داد زد از مردا بیشترازاین انتظار نمیره