اره دیده
اونطور نیست که خوب متوجه بشه
حرصم دراومده بود هرچی میگفتم بده یه دیقه بازش کنم قبول نمیکرد انگار میخوام طلاهاشو بدزدم
کلا سر سرویس همین اداها رو درمیاورد
اتلیه گفته بود سرویستو بیار برای عکسا
مادرشوهرم میگفت اخه سرویس باید پیش من باشه میخوام کادو بدمش انگار میترسید ندیم بهش بی کادو بمونه😠