بچه ها خدا شاهده من هنو درگیره اون رمان nazani73ام😂😂😂😂😂اون تاپیک عشق و تحقیر که ترکید رو میگماااا،استارترش عاشق مردای پارانوئیدیه،
من تاپیک های قبلیشو خوندم یجا نوشته بود اونشب عروسی خواهرم نرفتیم تا ساعت ۱۰ خونه بودیم تا اینکه نامزدم قبول کرد لباسمو عوض کنم منم رفتم کت و شلوار پوشیدم رفتم عروسی😆😆درصورتی که تو داستانش نوشت منو کتک زد کبود شدم بعد باباش زنگ زد با مامانم اومدن خونه نامزدمو فلان😂😂😂