سلام دوستان دختر 26 ساله ایم متاسفانه مادر بسیار بداخلاقی دارم مهربونه ولی کافیه ی کم شرایط برخلاف میلش باشه واویلا. هر چیز کوچیکیو ازش ی غول میسازه باهام بدرفتاری میکنه من اصلا جوابشو نمیدم و اون توقع داره من سریع رفتاراشو یادم بره و کافیه یکم قیافه ام تو هم باشه وااای دیگه اونروزو بدبختم کلا. اصصصلا هم قبول نداره ک رفتارای خودش بده و یجوری همیشه جلوه میده که انگار فقط ما بدیم در صورتی ک کارای خودش از همه بدتره. همچین تجربه ای داشتید؟ من چکار باید بکنم😓
خدا میدونه ک من هرگز بهش بی احترامی نکردم . همیشه تو کاراش کمکش بودم و نمیذاذم اصلا بیش از توانش کار کنه ولی ی جورایی قدرنشناسه سریع در برابر ی حرف جبهه میگیره و واویلا دیگه نمیشه با ی من عسل خوردش....
ما خانواده سنتی هستیم و من فقط در صورت ازدواج میتونم مستقل شم
دانشگاه ادامه بده برو یه شهر دیگه... با زندگی کردن زیر یه سقف باهاشون فقط روان خودت رو آزار میدی و مطمین باش هر چقدر هم که تلاش کنی بهش بفهمونی که رفتارش بده هیچ چیزی عوض نمیشه و تو فقط به عنوان یه فرزند یاغی شناخته میشی و هر روز شرایط سخت تر میشه