سلام من امروز میخواستم برم مراسم ختم به دخترم گفته بودم شال ت رو به من بده اول گفت نه اما بعدش راضی شد اما امروز که میخواستم برم. دیدم زودتر سرش کرذه ومیخواست بره کلاس زبان به خدا.چندین باز المتاس کردم که بده اما باحالت بیرحمی گفت نمیدم من فوق العاده ناراحت شدم یه جورایی دلم شکست همسر هم هم ایستاده بود تماشا میکردبرای یه مادر خیلی سخته که اینجوری سنگ رو یخ بشه جلو بچه.دخترم کلاس هفتم هستاا نه که بچه باشه هرچی میگم ببخشمش نمیتونم ناراحت هستم حتی نگاهش هم نکردم نمیخواد باعاش حرف بزنم احساس خوبی ندارم...
اتفاقا به اين نتيجه رسيدن ٩٠ درصد پايه ى رفتاريه ما تحت تاثير ژنتيكه، مثل ظاهر، و تو آمريكا براى استخدامى شركتاى مهم به جز پرونده ى خودش پرونده هاى فاميلاشم بررسى ميكنن كه دزدى، اختلاسى، دعوايى نداشته باشن چون واقعا ژنتيك تاثير گذاره
اتفاقا به اين نتيجه رسيدن ٩٠ درصد پايه ى رفتاريه ما تحت تاثير ژنتيكه، مثل ظاهر، و تو آمريكا براى است ...
اره منم بهم ثابت شده اما... دلیل قاطعی نمیتونه باشه و دیگه این که از کجا بچه اخلاق خوبش به من یا به شما بره شاید بعضی رفتارهای همسرو بگیره....مثل دختر من که دقیقا اخلاقش کپی باباش هست مو نمیزنه و پسرم که دقیقا مثل من هست مهربون و ملایم
منم با مادرم از اين چالشا زياد داشتيم زمان مجردى چون فاصله ى سنيمون كم بود (٢١ سال) و اينكه هم مادرم تك دختر بود هم من، مثل همم لجباز بوديم ولى خدايى اون بيشتر مادرى ميكرد كوتاه ميومد الانم كه ازدواج كردم دلمون خيلى براى هم تنگ ميشه به خاطر مشغله ممكنه يه ماهم نبينمش كلى گريه ميكنم پشت خط، بمونيد براى هم❤️ اين مشكلا زود گذرن و عشق مادر به فرزند و فرزند به مادره كه ميمونه