با شوهرم بحثم شد... برگشت به من گفت تو تا حالا حالِ منو خوب نکردی تو زندگی چند بارم گفت .... بعد که یه مثال براش زدم حالا عذر خواهی کرد و حرفش رو پس گرفت... ولی حرفش به دلم خورده نمیتونم فراموش کنم دلم به حال خودم سوخت اینهمه فداکاری کمک کردن از خودگذشتن اخرش هم اینطوری بهت بگن... حرفش تو سرم میپیچه ... دیگه دلم نمیخواد خوب باشم و فداکاری کنم...
*** زندگی قانون باورها و لیاقت هاست، باور کن لایق بهترین هایی***
حرفاش رو نمیتونم فراموش کنم... خیلی بی چشم و رویی بود حرفاش... اصلا انگار نمیخوام ببینمش... به من میگه محبتی نمیکنی به من... شما بگید محبت یعنی چی؟ شاید من اشتباه معنی محبت رو میدونم...
*** زندگی قانون باورها و لیاقت هاست، باور کن لایق بهترین هایی***