بعد از ٤ سال اشك
التماس به خدا
افتادن رو سجادش
قرآن خوندن و قسم دادنش به قرآن
لرزيدن پام از زور گريه تو ركوع
ورقاى قرآنم كه خيس اشكه مخصوصا سوره ى يس
زير اون خطى كه ميگه هل جزاءالاحسانِ الى الاحسان؟
چندتا قطره اشك خشك شده كه اون ٤ سال زجر رو يادم مياره
روزايى رو يادمه كه تو سر خودم ميزدم
به سينم ميزدم تمام سينم زخم شده بود
انقدر جييييغ ميزدم كه تا سه روز نميتونستم حرف بزنم
تموم شد
٢٩/١ عقد ميكنيم
خوشحالم
ولى همه اون ٤ سال جلو چشمه نميتونم گريه نكنم ، نميدونم ميدونين چه حسى دارم يا نه، ٤ سال با يه چشم خون و يه چشم اشك دعا كنى و با همه بجنگى، حسى داره مثل اينكه هم راحت شدى هم يه حس عجيبى كه خدايا تونستم ، تموم شد، زجرام گريه هام و... به پاى عشق سوختم
برام دعا كنين بقيشم درست شه خيلى زجر كشيدم