2777
2789
عروس گفت نه......البته یکی زدن تو دهنش گفت اره....مزخرف ترین عروسی عمرم بود....تویه روستای دور بود.. ...

😥😥

مرا از رنج های عاشقی بیهوده ترساندی، فقط سربسته می گویم،   طبیب ازخون نمیترسد.
خواهرشوهرم یک روز قبل عقدش گفت نه همه خریداشم پس فرستاد


🤨🙂 دلیل خاصی داشت؟

مرا از رنج های عاشقی بیهوده ترساندی، فقط سربسته می گویم،   طبیب ازخون نمیترسد.

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

🤨🙂 دلیل خاصی داشت؟

همه چی خیلی عادی پیش رفته بود،همه منتظره برادر داماد بودن که بیاد تا مراسم برگزاربشه،

داداشه صبح رسید،غروبش خواهرشوهرم به برادربزرگش گفت،زنگ بزن بهشون بگو قضیه کنسله،

گفتن دلیلش چیه،گفت تلفنی که با سعید (داماد)

صحبت کردم گفت داداشم خسته از راه دور اومده گفته حالا چه عجله اییه فردا مراسم بگیریم بذاریم واسه یه روز دیگه،

گفت این ادم به درد من نمیخوره،همون بهتر هیچوقت نباشه

و کلا قضیه کنسل شد

چندماه بعدم بایکی دیگه ازدواج کرد که خیلی پولدارو خانواده داربود

(  تیکر یک سالگی پسرمه  )
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز