گفتم كه بابام رضايت داده واسه عقد
با كلى مكافات، سربازى نرفته وضع خانوادش خوبه خودشم شغل داره ولى از خانوادش پول نميگيره
زمين داشته گذاشته براى فروش بايد اون فروش بره تا خرج عروسى در بياد و يه مقدار پس انداز و يه مقدار پول واسه شروع زندگى حالا قرارمون ٢٠ ارديبهشت بود ميگه ميترسم تا اون موقع فروش نره بهم بيشتر زمان بدين
بدم مياد اصرار كنم فقط گفتم هرجور راحتى
ولى خيلى عصبى شدم كاش حداقل با بابام صحبت نميكردم بى اعتبار شدم اه