سلام...بچه ها خیلی ناراحتم...
منو شوهرم دیگه مثل قبل نیستیم.از بس خانوادش ازش توقع دارن هرروز بینمون جنگ و دعوا هست.
هر کاری ک دارن ب جا اینکه دوتا پسر دیگش بگن زنگ این میزنن.اوایل ب حرفام گوش میداد ولی الان دیگه کمتر.هی میگه گناه دارن و جز من کسی رو ندارن.
ولی نمیفهمه ک دارن سوارش میشن...بچه ها من چیکار کنم هر چیزی حدی داره.با کاراش داره منو از خودش سرد میکنه