سلام اخلاق شوهرم جوریه که هردفعه حرفی به مامانش به طور غیر عمد میزنم و اونم فرطی بهش برمیخوره عین مته پشت سر هم هی میگه برو به مامانم بگو چرا ناراحتی برو بگو منظوری نداشتم برو ازش بپرس که ناراحته یا نه انقدر که دلم میخواد از بچه ننه بودنش سرمو بکوبم به دیوار خدا نکنه مثل امشب تو مهمونی باشیم زود از دماغ آدم درمیاره همونجا خودشم با مامانش قیافش میره تو هم مهمونیو کوفتم میکنه چه عکس العملی نشون بدم ؟ چی بگم اینجور موقع ها ؟
دوس دارم خوب باشم و از زندگی لذت ببرم چون هزاران هزار آدم الان توی برزخ دارن به خدا التماس میکنن تا ثانیه ای به دنیا برشون گردونه ... دارم برای خوب بودن و خوب دیدن و بخشیدن تلاش میکنم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
به خدا هیچی مثلا همین امشب سر موضوع رقص چاقو جاری مادرشوهرم گفت رقص چاقومو من خودم رقصیدم مادرشوهرمم گفت تو خواهرشوهر نداشتی اگه داشتی جرت میداد منم به مادرشوهرم با خنده گفتم منظورتون منم آخه من خواهرشوهر دارم مادرشوهرمم گفت اگه منظور داشتم تو روت میگفتم چرا با منظور حرف بزنم منم لال شدم
به خدا هیچی مثلا همین امشب سر موضوع رقص چاقو جاری مادرشوهرم گفت رقص چاقومو من خودم رقصیدم مادرشوهرمم گفت تو خواهرشوهر نداشتی اگه داشتی جرت میداد منم به مادرشوهرم با خنده گفتم منظورتون منم آخه من خواهرشوهر دارم مادرشوهرمم گفت اگه منظور داشتم تو روت میگفتم چرا با منظور حرف بزنم منم لال شدم
به شوهرت بگو مامان خیلی مهربونه با من😁الکی یک حرفی که درمورد پسرش زده یکم این ور واون ور کن !خیلی نه ها ضایع بشه (یعنی در مورد شوهرت بد گفته ورفتار پسرش راضی نیست)