کاش چاره ای داشتم، کاش میشد همین الان بذارم برم جایی که دست هیچ کس بهم نرسه، خسته شدم، مگه ظرفیت یه آدم چقدر میتونه باشه؟ خدایا چی میشه منم ببینی؟ چقدر صدات بزنم؟ چرا هر چی سمتت میام تو ازم دورتر میشی، هیچ کس رو ندارم، مگه میشه یه نفر انقدر بی کس و تنها باشه؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
همه ی درها رو بسته یه قفل بزرگم زده روش، آخه چرااااا؟؟؟
بعد اونهمه چله ودعا نه تنها اتفاق مثبتی نیفتاد بلکه بیشتر ناامیدم کرد.منم بامادرم اینا سراینهمه حماقتی که توزندگی میکنند ومدام چوبش رومیخورن مشکل دارم.چه میشود کرد