اخه میدونی چیه
من شغلمو درسمو دوس دارم ساید ازاین ناراحته ولی خب اینارو میدونست ک ازدواج کردیم
ازاول دوستیمون تا الان ک یکسال و نیمه عقدیم هیجوقت باهاش قهر نکردم همیشه باهاش راه اومدم بهش بی احترامی نکردم هواشو داشتم خواسته هاشو با صبوری گوش کردم و سعی کردم نزدیک بشم به چیزی ک میخواد ولی یوقتایی میکم طبیعی نیست
چون تواوج حال خوبمون هم یه دفعه یه چیزی میگه ک بگه من سردم
مثلا توفکر برم حالا دارم فکر میکنم مثلا به خواهرشوهرم کادو جیبدما مثلا ولی اوههههه داستان میسازه