من عاشق شدم و همه بهم گفتن این برات خوب نیس کر بودم نمیشنیدم رفتم 1300 کیلومتر شهر دیگه الان مث چی پشیمونم. خیلی دلم تنگ میشه خیلی دلم میخاد منم با خانوادم هر هفته جمع بودیم. خانواده شوهرم را میبینم دایم باهمن من حرصم میگیره. خیلی مامانم از داریم داغون شد. دیر دیر هم میام یعنی نمیشه زودبرم خانواده شوهرم هم خیلی اهل اذیت و دخالتن خسته شدم دوست دارم معجزه بشه شوهرم بیاد پیش مامانم اینا اما محاله