امشب یهو دیدم دخترم گرفتس دختر طفل معصوم هفت سالم گفت مامان میای بغلم کنی تو تختم بخوابیم گفتم باشه گفت مامان من آرزومه بمیرم گفتم خدا نکنه این چه حرفیه الان شب عیده عوض اینکه دعا کنی خدا آرزوهاتو برآورده کنه این حرفا رو میزنی یهو زد زیر گریه و حرفایی زد جگرم کباب شد