تو زایمان اولم بدترین زمان راه رفتن بعد از عمل بود.سه بار از حال رفتم.یک ساعت طول کشید تا اولین قدم بردارم. دردش وحشتناک بود. الان دوباره باردارم.فقط از این لحظه ش میترسم. شما چطور بودید؟ چکار میشه کرد که راحت تر بشه؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
منکه از اتاق عمل اومدم بیرون بعد ۶ ساعت تو سالن قدم میزم و فرداشم با شوهرم با ماشین رفتیم دور دور
عاشق اینم که اولین پست هر تاپیک و من بزارم😂😂 عاشق اینم ریپلای کنید😂😂😂نگاه به پروفایلم نکن خشن و زشته بع ولا خوشگلم و جذاب.😎تازه تو دل برو و با نمک هم هستم
فقط تا یکی دو متر همسرم دستمو گرفت بعدش خودم راه رفتم😀😀😀
انشالله این یکی راحتی باشه🙄🙄🙄
من باید قوی باشم ، مثل پرنده ای که باید پرواز کند ، مثل بارانی که باید ببارد ، مثل خورشیدی که باید بتابد ، مثل چشمه ای که باید بجوشد ، من باید قوی باشم و این باید یعنی انتخاب دیگری به جز قوی بودن و ادامه دادن ندارم🥺🥺🥺 امضای قبلی رو حیفم اومد پاک کنم🤭🤭👈👈👈صبور باش ... هم حکمت را میفهمی...هم قسمت را میچشی... هم معجره را میبینی....😊خاطره زایمان من😊
خدایا شکرت🙏 ذخیره تخمدانم کمه اگه سوالی در این مورد داشتین تاپیک آخر خودم بپرسید جواب میدم. 👇🏻👇🏻👇🏻 👨👩👧 بدن پس از زایمان عزیز من! اول از همه من از تو متنفر نیستم، برعکس، من خیلی بهت افتخار میکنم. تو یک انسان کامل رو در خودت رشد دادی، او را گرم و ایمن نگه داشتی و به او اجازه دادی تا رشد کند، سپس با شجاعت و از خود گذشتگی او را رها کردی تا به دنیا بیاید. تو اورا تا زمانی که توانستی تغذیه کردی و من به این افتخار میکنم!!! تو شکست نخوردی، تو کارهای شگفت انگیز انجام دادی... ممکن است متفاوت از گذشته باشی، اما زشت، آسیب دیده یا زخمی نیستی... تو زیبا هستی و من به تو افتخار میکنم❤️
من از اون لحظه که دکتر گفت باید از تخت بیایی پایین راه بری راه رفتم,,خیلی درد داشتم,,اما گفت وزنت بالاس باید راه بری,,,بعدشم ۴روز پسرم ب خاطر زردی بستری شد,,,اصلا هیچکس باور نمیکرد سزارینم,,,اومدم خونه همه کارامو خودم کردم,,,فقط ب خودت تلقین نکن
من کلا زایمانم راحت بود دکتر خیلی خوب عمل کرد بعدشم تند تند بهم مسکن تزریق میکردن اصلا درد نکشیدیم اصلا انگار زایمان نشده بودم راه هم خیلی کم رفتم خودم میترسیدیم
من خداشاهده اصلااااا درد نکشیدم راااحت راه رفتم تنهایی .جالبه انقدر قبلش منو ترسونده بودن میگفتم چه ...
منو هم خیلی ترسیده بودن از همه چی
ولی اصلا سزارین سخت نبود
من دردای طبیعی رو کشیدم
ولی سزارین خیلی راحت تر از اون دردا بود
من باید قوی باشم ، مثل پرنده ای که باید پرواز کند ، مثل بارانی که باید ببارد ، مثل خورشیدی که باید بتابد ، مثل چشمه ای که باید بجوشد ، من باید قوی باشم و این باید یعنی انتخاب دیگری به جز قوی بودن و ادامه دادن ندارم🥺🥺🥺 امضای قبلی رو حیفم اومد پاک کنم🤭🤭👈👈👈صبور باش ... هم حکمت را میفهمی...هم قسمت را میچشی... هم معجره را میبینی....😊خاطره زایمان من😊