من شوهرم هرچی بهم بگه آخرش نصفشو تو حرفاش با بابام اینا یا همکاراش میشنوم میگه یادم میره
بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...💔
واقعیت اینه که ما خانما هم خیلی رو راست نیستیم من خودم هر چیزی رو پیش شوهرم نمیگممخصوصا اگه مربوط به خانوادم باشه ولی یه جوری وانمود میکنم که اون فکر میکنه در جریان ریز ترین مسائل هست بعد خودش میاد همه چیزو به من میگه یه ذره سیاست زنونه داشته باشین همه چی حله
یه پولی ازقرعه کشی داشتیم ریخته بودتوکارت مامانش چون ماله دوران مجردیش بودبعدیه مقداریشوگف مامانم داده دست کسی سودبگیره پرسیدم کیه گف اشناس بعدامروزفک کنیدازجاریم شنیدم دادن دست خالش الان این چیزیه که ازیادبره؟
واقعیت اینه که ما خانما هم خیلی رو راست نیستیم من خودم هر چیزی رو پیش شوهرم نمیگممخصوصا اگه مربوط ب ...
من همه چیوواقعامیگم مگه چیزی واقعااصلامربوط نباشه.یاچندوقت پیش یه دختره بش زنگ زده بوددوسه باریک ربع حرف زده بودن من خودم فهمیدم ی عالمه قسم ایه ک بخدامزاحمه وایناگفتم باشه قبول ولی چراچیزی بهم نگف حداقل اززبون خودش بشنوم