شوهرم خیلی اخلاقای خوب داره. دست و دلباز مهربون.خانواده دوست .خوش اخلاق .هات عاشق.اهل رفیق بازی و دود و دم و مشروب و .... نیست. تنهایی هیچ جا حتی خونه مادرش هم نمیره.
ولی یه اخلاق خیلی خیلی بدم داره که خیلی تنبله و اصلا کمکم نمیکنه.اصصصصصصصلا !
من شاغلم و دوشیفت کار میکنم و کارت حقوقم دستشه. وقتی بخش میگم تو هم باید توی کار خونه کمک کنی میگه من نمیتونم و همینم که هست.
وقتی توی دعوا بهش میگم پس حقوق بی حقوق میگه پس کارم بی کار. ولی من نمیتونم کارمو رها کنم.
خلاصه بارها دعوا و اعصاب خوردی داشتیم. تا الان که من بدلیل فشار کاری نتونستم هنوز خونه تکونی کنم و خونمو گند برداشته. برای یکشنبه کارگر دارم ولی خب کارگر نمیتونه همه کارها رو بکنه . بعضی کارها فقط خود آدم میتونه انجام بده.
از طرف دیگه ،یه شهردیگه یه آپارتمان خریدیم که چند بار بخاطرش منو از کار و زندگی انداخته که فقط من همراهش باشم اون به کارهاش برسه ولی فقط باعث خستگی من شده. فردا هم قراره بره کمد دیواری بزنه که بهم میگه تو هم بیا. بهش میگم من نمیام خودت برو. من کارام مونده عیده. هیچ کاری نکردم. میگه برای یکشنبه که کارگر داری اگه دیدی تموم نشد دوشنبه هم بگیر. اگر نیای منم دیگه پای قولی که بهت دادم نمیمونم.
حالا قولش چیه. گفته از سال دیگه ماهی یکبار کارگر میگیره البته معلوم نیست چقدر عمل کنه
شما جای من بودین باهاش میرفتین یا میموندین به کاراتون میرسیدین؟
لطفا دقیق جواب بدین چه رفتاری کنم؟