2777
2789
عنوان

تاحالا شده؟؟؟؟؟؟

204 بازدید | 19 پست

بچه ها من شوهرمو خیلی دوست دارم ولی همیشه ترس از دست دادنشو دارم تاحالا شده شما هم اینجوری بشین؟آخه من از وقتی که حامله شدم بدتر شدم جوری که صبح ها که میره سرکار من پشت سرش حتما یادمه آیة الکرسی وچند دفعه بخونم دوسش دارم ولی این ترس لعنتی همیشه باهامه به نظرتون این مدل دوس داشتن دلبستگیه یا وابستگی؟؟

اول خدا بعد بچهام بعدبچهام بعدبچهام بعدمادرم

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

منم دقیقا مثل شمام

مـــــــرد که تو باشی...زن بودن چه خوب است...از میان تمام مذکــــــــرهای دنیا فقط کافی ست پای تو در میان باشد...نمیدانی برای تو خانـــــــــووووووووووم بودن چه کیفی دارد.خدای مهربونم همیشه ازت پسری میخواستم عین شوهرم،شبیه مرد زندگیم...ممنونم به خاطر این هدیه شیرینت...مرسی که پسرک نازم شبیه باباشه...

منم همینطورم

همینطور نسبت به خانواده

و سلامتی نی نیم

میگم یعنی نی نیم سالمه خوشگله

من میبینمش؟

بزرگ شدنشو

هرکیو میبینم بچه سالم دارن

میگن خوشبحالشون

دیگه دارم دیوونه میشم

اضطراب داری

کمتر فیلم و داستان در مورد خیانت و جدایی و از دست دادن بخون ذهنتو ببر سمت چیزای دیگه بذار از زندگی و باهم بودن لذت ببری و لحظاتت رو با افکار غیر واقعی که زاده ذهنت هستن رو خراب نکنی

تا اطلاع ثانویپرشه شَرِممیاد:/
من که هر ثانیم به فکر خونوادمم چی بگم

من خونواده رو هم خیلی دوست دارم بچمم خیلی اما نمیدونم چرا روشوهرم حساس شدم وقتی که سرکاره همش بهش فکر میکنم وقتی میاد خونه خیالم راحته از بابتش شب ک میخوابیم من تا چند ساعت مثل امشب بهش نیگا میکنمو هعی میگم خدایا اگه شوهرم نباشه من چیکارکنم رسما دیوانه شدم


اول خدا بعد بچهام بعدبچهام بعدبچهام بعدمادرم
منم خیلی وابسته شدم به همسرم گاهی وقتازنگ میزنم جواب نمیده ناخودآگاه گریه ام میگیره کاش اونا هم اینج ...

وای من اگه یکم دیربیادخونه تابرسه میزنم زیر گریه انگار هورمونام بهم ریخته

اول خدا بعد بچهام بعدبچهام بعدبچهام بعدمادرم

من بعضی وقتا میگم نکنه از سادگیم سو استفاده کنه من فکر میکنم همه آدمها زرنگن الا من فکر میکنم همه راحت میتونن گولم بزنن با اینکه چیزی ازش ندیدم ولی همیشه استرس دارم میگم خیلیا به شوهرشون بیشتر از چشمشون اعتماد داشتن ولی آخرش شوهره کار بد کرد یا این اتفاقاتی که هروز تو جامعه میوفته و جامعه به گند و کثافت کشیده شده رو میبینم اعتمادم به همه از بین میره 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792