2777
2789
عنوان

سوتیییی🙈🙊💩

| مشاهده متن کامل بحث + 2775 بازدید | 130 پست

وای از همه بدتر این بود برام.پدرشوهرم فوت شده بود.خواهرش که میشه عمه ی شوهرم نشسته بود تو حال داشت روضه میگفت واسه خودش.من گفتم برم یه تسلیت بهش بگم رفتم نشستم منو بغل کرد و بلند گریه و روضه...

بعد یهو وسطش حس کردم بهم چیزی گفت مثلا گفت چیکار کنیم چرا اینجور شد و اینا منم مثل منگلا بلند گفتم بلهههه؟؟؟چند نفرم دور و برمون نشستن خلاصه ابروم رفت دیگه😢

درخواست دوستی از طرف اقایون ببینم گزارش میزنم درجا😊😊

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

یه بار خواهرزادم هشت سالشه یهو تو جمع گو.زید. بعدا مامانش بهش میگفت چرا کار بد کردی? میگفته به خدا نگه داشته بودم یع ذره اومدم راحت بشینم در رفت

الهی فداش شم من

معرفی کتاب: دزیره، بازمانده، صد سال تنهایی، ناطور دشت، دروغگویی روی مبل، مغازه خودکشی، سگ ولگرد، دارالمجانین، بوف کور، تادیب، زن زیادی، سه قطره خون، بازگشت، دنیای ناتمام، چهل و یکم، من پیش از تو، چشمهایش، آسو، بیکران تنهایی، وقتی نیچه گریست، شازده کوچولو، مسخ، مدیر مدرسه، زنده به گور، بنجامین باتن، مکالمه با یک گاو پرست، بادبادک باز، هزارخورشیدتابان، قلعه حیوانات، دختری که رهایش کردی، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، جنایت و مکافات، کیمیاگر...

یه بار وسط دعوا باشوهرم خواستم بگه عوض خوبی بدیه? خیلی جدی گفتم خوبی بدی? انقد خندیدم دعوا یادمون رفت

معرفی کتاب: دزیره، بازمانده، صد سال تنهایی، ناطور دشت، دروغگویی روی مبل، مغازه خودکشی، سگ ولگرد، دارالمجانین، بوف کور، تادیب، زن زیادی، سه قطره خون، بازگشت، دنیای ناتمام، چهل و یکم، من پیش از تو، چشمهایش، آسو، بیکران تنهایی، وقتی نیچه گریست، شازده کوچولو، مسخ، مدیر مدرسه، زنده به گور، بنجامین باتن، مکالمه با یک گاو پرست، بادبادک باز، هزارخورشیدتابان، قلعه حیوانات، دختری که رهایش کردی، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، جنایت و مکافات، کیمیاگر...

یه بارم تو همون مراسم ختم پدرشوهرم من حلوا پخش میکردم.حلوا تو سینی بود و یه قاشق کوچیکم گذاشته بودیم که هرکی خواست با قاشق بذاره تو دستش و بخوره.به همه پخش کردم رسیدم به یه پیرزنه.وای قشنگ یه قاشق پر حلوا برداشت با همون قاشق گذاشت تو دهنش بازم قاشقو گذاشت روی حلواها.منم نمیدونستم چیکار کنم همون حلوا رو به بقیه هم تعارف کردم.منکه از بزور خودمو نگه داشته بودم از خنده.رفتم اشپزخونه دیدم همه روده بر شدن انگار نه انگار ختم بود😀

درخواست دوستی از طرف اقایون ببینم گزارش میزنم درجا😊😊

یه باررفته بودیم مهمونی واس تاکسی وایستاده بودیم شانسی همکاربابام مارومیبینه مارو سوارمیکنه ازشانس ماهم بارون میبارید اونم گفت بخاریو روشن کردم گرم میشین الان بابامم بجای اینکه بگه دستت دردنکنه گفت نوش جون ینی منو مامانم زمینو گازمیزدیم بابامم اینجوری بود😡

گرگ باش....🐺همین دیگه گرگ باش!خداشاهده منم از یه جا خوندم گفتم حتما خوبه به شماهم بگم...اصلا به من چه میخوای برو مرغ باش🐔...تخم بزار والا🐣😒😒                                      (  تیکر تولد ۱ سالگی پرنسسم😍😍😍😍😍)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108