2777
2789
عنوان

ی حالی ام

111 بازدید | 6 پست

حس میکنم ذیگه شوهرمو دوسنذارم

خیلی ندونم کاری کرد توزندگیش ملشینو الکی فروخت الان موندیم مث بدبختا حسرت ی پارک ب دلم مونده

ازاونطرف خواهرش طلاق عاطفی گرفته جدازندگی میکنه میگه ماشین گرفتین هرجارفتین منم میام 

ناسلامتی تازه عروسم خونوادش هیییچی نمیگیرن برام

عیدهم قراره زهرمارم بشه امسال همشونو ازشهرستان شوهرم گفتشون بیان خونمون یعنی پایگاه اصلیشون خونمون باشه بعدهرجاخواسان برن تاب بخورن

بذون اینک نظرموبگیره

سال مادربزرگشم تزدیکه میگه سفره هفتسین براچیمونه عیدنداریم ما

سالا تحویلم میگ میرم سرخاک

الانم ازطرف بسیج خودشو دوستاش رفتن بیرون شهر ی شب بیرون مونده اصلا بهم زنگم نزد من فقط زنگ زدم

قراربود عصری بیان حالا میگه معلوم نیست

خلاصه حس میکنم ب هیجاش حسابم نمیکنه

چندروز پیشم کاملا الکی بعد مدتها دعوای شدید ذرست کرد زجه میزدم براش مهم نبود

ولی بعدش مث سگ پشیمون شدوافتادبه دست وپام

ولی هنوزتودلم مونده..

خلاصه دلم پره هرسال عیدکحابودم....امسال عیدکجام.....

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

تو تنها نیستی این حالو داری باهات همدردم شوهر منم ناراحتی وگریه من اصلا براش مهم نیست 

بگو ای کافران. من نمیپرستم آنچه شما میپرستید. با افتخار عاشق امام حسین (ع) هستم. و دست گداییمو فقط در خونه اربابم دراز میکنم. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   hedie__bbh  |  45 دقیقه پیش
توسط   بیبیگلیی  |  1 ساعت پیش