چند روزیه خوبم ولی دستام
مثل روزای برفی یخ کردن
زردن گلای پیچک باغچه
از روزی که با رفتنت سردن
رد میشم از عکست توی البوم
دور میشم از عکسی که می خندی
این بار به چشمات خیره میشم من
اما تو چشماتو نمی بندی
...
لبریز میشه از چشام دریا
من توی چشمات خیره می مونم
با کل احساسم بهت میگم
من قدر این چشماتو میدونم
...
من قدراین چشماتو می دونم
این جمله هم با اشک درگیره
مثل جواب اون شب اخر
یادش برام بد جوری دلگیره
...
چند روزیه خوبم ولی شعرام
بی تو یه چیزایی رو کم دارن
نیستی ولی حتی نفس هامم
عطر نفس های تو رو دارن