شوهرم خیلی خسیسه،هنوز عقدیم،انتظار داره همش من نازشو بکشمو برم سمتش!!!!خیلی داغون شدم این چند روز،من که نمیتونم واسه هر خرید کوچیکی غرورمو بزارم زیر پا هی بهش بگم،نگید باهاش صحبت کن چون خییلی سعی کردم با صحبت یکم عوضش کنم ولی فایده نداره...تازه توقع داره من برم سمتش واسه بودن پیششو رابطه و.... ولی من دوس ندارم اینجوری باشم،چند روزه همش بغض تو گلومه،بقیه بهم میگن چته!؟! تو عروسیا مثلا،دلم واااقعا شکسته،چون تو خودمم خانواده خوبی ندارم،همیشه پشتمو خالی کردن..واقعا که گاهی مردن خیلی بهتر از زندگی کردنه،کاش کلا نبودم تو این دنیا