علی فهمید قتل به دخترا ربط داره و ایلول هم اعتراف کرد و علی فهمید
قرار شد دخترا برن تسلیم شن ولی به سوگل گفتن تو بخاطر بارداریت نمیخواد گردن بگیری که با ما بودی
سوگل قرار شد با ماشینش ببره دخترارو بزاره کلانتری و برگرده ولی تو راه یهو راهو کج کرد و به دخترا گفت فراریتون میدم
وقتی فرار میکردن پلیس راه تعقیبشون کرد و اینا افتادن تو دره با ماشین
سوگل مرد ولی بچش زنده موند
دخترا زنده موندن رفتن زندان