2777
2789
عنوان

"بی بی گل"

| مشاهده متن کامل بحث + 60449 بازدید | 1067 پست
۲۰

ارامش جان خسته نباشی ببخشید اگه جایی بهت فشار اوردیم تا ذهن کنجکاومون رو ارضا کنی و داستان رو تموم کنی.قلم خیلی خوبی داری.همه داستان عالی بود بخصوص داستان نازگل.منتظر داستان بعدیت هستیم.موفق باشی😘😘😘

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خسته نباشی

امیدوارم دوست داشته باشی😍

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
اینا اصلا کاری ب گلی نداشتن از اون لحاظااا🙄🙄🙄.؟

نمیدونم☺

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

عزیزم خسته نباشی عالی بود😍😍

دختری در من ساز امیدواری مینوازد 💫🎻                       🦄🐰animal lover🐶🐥                                                                              aphrodite 🧚🏻‍♀️

نرگس جان

عزیزدلم اگر هرشب اینارو از حافظت تایپ میکردی باید بگم مرحبا بهت

سعی کن رو نویسندگیت کار کنی و رو کاغذش بیاری و کوچولو کوچولو چاپ کنی

از روزنامه و مجله اینا شروع کن تا یروز به اسمت یه رمان چاپ بشه 

ممنونم که وقت گذاشتی عزیزم 

عالی بود

تو داستان بعدیت حتما صدام کن

هرجا روم،هرکس که بینم از خویش پرسم آیا دوباره فرصت دیدار یابم؟یا این نگاه آخرین است؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108