2777
2789
عنوان

"بی بی گل"

| مشاهده متن کامل بحث + 60449 بازدید | 1067 پست

اون مرد حسابی بی بی گل رو میندازه تو طویله...و یه جورایی این مرد رئییس ایل چادرای اون منطقه بود...و کسی جیکش هم در نمی اومد.....گلی حدود دو روز اونجا زندانی بود که بعد دوروز همون مرد اومد بالا سرش و گفت ..از اون روز اول که دیدمت..میدونستم دختر بی ازاری هستی ولی اون خواهرت از اون اولش پاروی دم من گذاشت...الانمتو داری تاوان اونو میدی...بی بی گل  پوزخندی زد....نمیدونست یه عمره داره تاوان خواهراشومیده

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

مرد که با دیدن پوزخند بی بی گلجری تر شده بود گفت..وقتی موهاتو ‌تراشیدیم و فرستادیم پیش خواهرت ببینم بازم میخندی یانه....و گلی رو بکش بکش وسط معرکه برد و همه دورش جمع شدن....بی بی گل حرفی نمیزد..اعتراضی نمیکرد..اونخیلی وقت بود مرده بودو از زندگی فقط نفسکشیدنش رو به یاد داشت....با چشم های دلمرده و تنی زخمی نشست وسط معرکه...یکی تیغرو دراود‌....سکوتی همهجارو فراگرفته بود که صدای جیغ طنی بلند شد..حالا همه نگاه ها به سمت چادر کشیده شد

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

زن اول اون مرد وقت زایمانش رسیده بود...با فریاد گفت قابله رو خبر کنید...کسی حرفی نزد....دوباره ایندفعه با صدای بلند تر داد زدو یکی با صدای ارومی گفت رفته ایل بالا....مرد عصبانی شده بودو به زمان و زمین فحش میداد که بی بی گل گفت من می تونم بچه بیارم..مرد باتعجب برگشت سمتش....

بی بی کل گفت من می تونم...دستامو باز کن تا کمکش کنم...مرد که دید وضع همینه گفت تا دستای بی بی گل رو باز کنن....اون خونه کذایی هر دردی داشت این هنرو بهش داد...چون هر ۶ماه یکی میزایید‌...و اونمهمیشه وردستماما کار میکرد ..بچه گرفتو خوب یاد گرفته بود


من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

رفت جلو...پرده چاردو کسید کنار و رفت تو....و دست به کار شدو هر فنی که از ماما یادگرفته بودو به کار گرفت.....و بعد ۱۰ ساعت درد و زجرو جیغ پیاپی....یه پسر کاکل زری رو گذاشت تو پارچه سفید....با لبخند به مادرش گفت...ببین خدا چه هدیه قشنگی بهت داده!

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

تو همین بین بود که صدای جیغ نازگل از بیرون اومد...که داد میزد که اگر کینه ای هست با من صاف کن نه خواهرم....بی بی گل اومد بیرون....نازگل با دیدن لباسای خونی بی بی گل غالب تهی کرد ولی بی بی گل رفت جلو و همه چی رو براش توضیح داد....و مرد هم با این لطف بی بی گل..کینشو یادش رفت.و تمام فکر و ذکرش معطوف پسر.ش شدو نازگل و گلی به سمت ایل بالا به راه افتادن

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

خانما الان که دارم می بینم..زیاد مونده..باقیش دیگه بمونه واسه فردا...باشه😍😍😍😍شب خوش🤗🤗🤗🤗😘

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

هرچند شب ارزوها تموم شده..وای برام دعا کنید..واقعا به دعاهاتون احتیاج دارم😌😌😌

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
ممنون گلم.شب خوش.لطفا لایکم کن بیام.یادم میره به علاقه مندیا سر بزنم

باشه...تگت می کنم

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
لیلا قبل بی بی گله...به ترتیب اول منیر(خواهر اول)....بعد نازگل ...بعد بنفشع....بعد لاله...بعدش ترنج. ...

آخه اینطور که تعریف کردی نازگلمیره تهران خونه حنانه که شوهرش خیاطه یه مدت میمونه که اون قضیه زندان پیش میاد پس اگه خونه حنانه نرفته کجارفته😥😥

 خدایا شکرت به خاطر پسر کوچولوم👶خیلی خوش اومدی سورنا🌹🥀🏵💮🌸💐🌺🌻🌼🌷⚘🌾

منم صدا کن

برام دعا کنید نی نیم اول سالم باشه بعد ی گل پسر باشه.....دعا کنید خدا بهم امیر عباسی بده👶برا سلامتیش و گل پسر بودنش ی صلوات مهمونم کنید.😍😘الاهی ب حق بی بی فاطمه دامنه همه منتظرا سبز بشه ....آمینو از ته دلت بگو😍
آخه اینطور که تعریف کردی نازگلمیره تهران خونه حنانه که شوهرش خیاطه یه مدت میمونه که اون قضیه زندان پ ...

اخ راست میگی اون خیاطه رو فراموش کرده بودم....میگم چرا یه جای داستان می لنگه....گمونم تو شمارش اشتباه کردم....اهان میدونی یادته گفتم زن دوم بعد بابک یه دختر میاره؟ لیلا اونه....من نمیدونم چرا اینارو قاطی کردم...😁معذرت میخوام

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
اخ راست میگی اون خیاطه رو فراموش کرده بودم....میگم چرا یه جای داستان می لنگه....گمونم تو شمارش اشتبا ...

خواهش میکنم خیلی قشنگ تعریف میکنی آورین👏👏👏

 خدایا شکرت به خاطر پسر کوچولوم👶خیلی خوش اومدی سورنا🌹🥀🏵💮🌸💐🌺🌻🌼🌷⚘🌾
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108