2777
2789
عنوان

"بی بی گل"

| مشاهده متن کامل بحث + 60449 بازدید | 1067 پست

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

من از بچگی دیوونه داستان و کتاب بودم....این داستان هم یه همسایه داشتیم که ارمنی بود...اون برام تعریف ...

سلام ممنون نرگس جون مهربون که داستان زیبایی رو برامون تعریف کردی

خیلی خوب مینویسی روان و واضح و قابل درک

امیدوارم موفق و موید باشی در زندگیت

اگر بازم احیانا داستاتی گذاشتی منم لایک‌کن😘😘😘

خدایا منتظر رسیدن به آرزوی جدیدم هستم🙏

نرگسی داستان میخوام حالم گرفته😢😢😢

الهی قربونت برم..این چن روز نبودم...تازه اومدم...قصع  جدید گزاشتم لایکت می کنم

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
فداتشم عزیزم مرسی😘😍😍راسی عیدت مبارک دوست جونی

عید تو هم مبارک...ان شالله امسال...سرتاسر برات خوشی باشه و هیچ غمی به دلت راه پیدا نکنه....😍😍😘😘😘😍😘😘🌷🌷🌷🌷🌷🕹🦋😚🦋😚♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

داستانت رو خوندم عزيزم خيلي پستي بلندي داشت ك جذاب شده بود راستش من خيلي اهل داستان نيستم اما واقعا حذب داستان شما شدم قلم زيبايي دارين موفق باشيد

بعضی دردا مثل چایی میمونن....!!!شاید سرد بشن !اما تلخ باقی میمونن...!!!!❤️😍 سال ۱۴۰۱ب آرزوم رسیدم 😍❤️
داستانت رو خوندم عزيزم خيلي پستي بلندي داشت ك جذاب شده بود راستش من خيلي اهل داستان نيستم اما واقعا ...

خوشحالم که دوست داشتی😙😙😚😚😚😚😚

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز