2777
2789
عنوان

*برنامه و راهکاربرای مدیریت کارهای خونه *

| مشاهده متن کامل بحث + 2231517 بازدید | 94056 پست

کارهای امروز من 

صبحانه خوردیم و داروها رو 

قورمه سبزی بار گذاشتم 

تمام ظرفای دیروز و گوشت چرخ و مخلفاتش شستم 

نهار پختم و خوردیم

اتاق خواب مرتب کردم 

لباسا رو از رو بند جمع کردم و تا کردم 

با پسرم درساش کار کردم 

اتاق خواب گردگیری کردم 

صفحه  تلوزیون تمیز کردم

پذیرایی مرتب کردم

اتاقم برقی کشیدم 

رفتم باشگاه

رفتم برا خواهرم رنگ مو خریدم

رفتم موهای خواهرم رنگ گذاشتم

اومدم خونه شام پختم

ظرفای شام شستم 

داروها رو خوردیم 

نماز خوندم و الانم لالا 

من یک مادرکودک بیش فعالم ،کاش همه ی ماماناو اونایی میخوان مامان بشن تاپیکم بخونن { بیش فعالی }

سلام دوستان 

امروز نماز که خوندم دوباره خوابیدم 

ساعت ده پاشدم صبحانه پنکیک درست کردم  خودم و دخترا خوردیم بعدش لباس شستم و پهن کردم 

نهار پختم به پوستم ماسک زدم

دعاهای روز خونده شد

جارو کردم

شام رو آماده کردم 

سریال دیدم

ظرف شستم 

نون پختم

زیارت عاشورا 

 



زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست/هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود/صحنه پیوسته به جاست/خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد....

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سلام 

بیداری شش و چهل و پنج🥱🥴🥱🥱🥱🥱🥱🥱

تا الان کلاس داشتم ولی وسط هاش بیکار نبودم و کلی کار انجام دادم.شستن ظرف،دستمال کشی کانتر و اجاق،یه پتو خیس کردم،یه تکلیف انجام دادم و بارگذاری کردم،جمع کردن لباس ها،بالش رو پر کردم و دوختم،یکیش مونده،با مادرم تلفنی صحبت کردم که خواهرم گفت شاید بیاد خونمون اگه نیاد من میرم خونه مادرم اگر هم بیاد ناهار ماکارونی میزارم.

ادامه کارها

جمع کردن سالن و اتاق

پر کردن بالش

گردگیری

دستمال کشی راه پله  

چهارتا تکلیف دیگه باید انجام بدم و بارگذاری کنم

پتو رو بشورم 

شام(آبگوشت)بزارم




.فقط یک زن می تواند آشپزی کند، در عین حال هم عاشق باشد،هم دلتنگ بشود،هم کتاب بخواند،هم گریه کند و هم انگار که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده است.

سلام به خانمهای فعال و پر انرژی خدا قوت و خسته نباشید

منم خونه تکونی خودم تموم شد دوروزم با خواهرم رفتیم خونه تکونی مامانم امروز خیلی خستم فقط یه ناهار درست کردم و استراحت تا شب 


میدونی تنهادلیل ارامش زندگی من اینه که برام مهم نیست دیگران درموردم چه فکری میکنن😊دیگران اگه فکرکردن بلدبودن یه فکری به حال خودشون میکردن😁برای رسیدن به حاجتم یه صلوات مهمونم کن دوست گلم🌹

سلام دوستان عزیزم🥰🥰

این دو سه روز چند بار شروع کردم نوشتن قبل اینکه پستم کامل بشه مجبور شدم به یه کار دیگه برسم و گزارشات نصفه میموند و ارسال نمیشد.😶

و امروز :

از صب مهدی رو بردیم واکسنشو زدیم.

استامینوفن بهش دادم 

یه مقدار خوابید، ینی بیهوش شد، منم کمد دیواری رو ریختم بیرون. همه جاشو دستمال کشیدم.

حسابی تمیز شد، بعدشم یه مقداری از وسایلشوچیدم یه مقداریشم کف حال مونده، بخش بالایی کمد دیواری هم چن وقت پیش حسابی مرتب کردم، وچون ازش روتین استفاده نمیشه مرتب مونده، فقط بازم یه سر میزنم اگه بی نظمی باشه برطرف بشه.

کتابخونه هم که در واقع جزوکمد دیواری محسوب میشه باید تمیز بشه.

امروز انشالله کمد دیواری تموم میشه.

این کمد دیواری که میگم کمدددد دیوووواااریه هاااا. خیللللی بزرگه و تقریبا تمام وسایلمون داخل همونه. واسه همین در واقع غول خونه تکونی محسوب میشه.

امیدوارم مهدی همراهی کنه و امروز بتونم تکمیلش کنم،وگرنه بخشیش شاید بمونه برای فردا.

حین تمیزکاری کلی پاکسازی و تغییرات هم تو چیدمان وسایل میدم تا هم در دسترس تر باشه هم منظم تر و خلوت تر

تا همینجا یه کارتن وسیله اضافی جم شد😆.


یه لیست هم کنار دستم گذاشتم کارهایی که بعدا باید راجب وسایل پیگیر بشه و همچنین وسایلی که لازمه خریده بشه، یا تعمیر بشه هم یادداشت میکنم، اینطوری وقتی کمد تموم بشه هیییچ جایی از ذهنم درگیر نیست و پرونده تو ذهنم بسته میشه


من برم تلاش بکنم مهدی کوچولو بخوابه برم سراغ بقیه کمد دیواری.

🥰🥰🥰🥰

سلام کارهای انجام شده ی امروزم

خوردن صبحانه و داروها و شستن ظرفاش 

شستن چدن های گاز حسابی 

تمیز کردن گاز و پشت گاز 

مرتب کردن اتاق پسرم 

جاروبرقی اتاق خودم و پسرم و پذیرایی و اشپزخونه

شستن لباس ها 

رفتم حموم و موهام سشوار کشیدم

پختن نهار و خوردن و شستن ظرفاش 

تخت و همسرم مرتب کرد

خواب بعد از ظهر 

زدن مایه ماست 

جا کردن شیر تو پارچ و شستن ظرفش 

شستن توالت و روشویی و پاک کردن آیینش 

خوردن تنقلات دور هم

الانم میخوام اماده شم برم تولد خواهرم و اماده کردن پسرم 


من یک مادرکودک بیش فعالم ،کاش همه ی ماماناو اونایی میخوان مامان بشن تاپیکم بخونن { بیش فعالی }
سلام به خانمهای فعال و پر انرژی خدا قوت و خسته نباشید منم خونه تکونی خودم تموم شد دوروزم با خواهرم ...

خدا قوت💛💛

من یک مادرکودک بیش فعالم ،کاش همه ی ماماناو اونایی میخوان مامان بشن تاپیکم بخونن { بیش فعالی }
سلام  بیداری شش و چهل و پنج🥱🥴🥱🥱🥱🥱🥱🥱 تا الان کلاس داشتم ولی وسط هاش بیکار نبودم و کلی ...

چی میخونی? دانشجویی؟ 

من یک مادرکودک بیش فعالم ،کاش همه ی ماماناو اونایی میخوان مامان بشن تاپیکم بخونن { بیش فعالی }
چی میخونی? دانشجویی؟ 

بله،دانشجو دانشگاه فرهنگیان دبیری میخونم

.فقط یک زن می تواند آشپزی کند، در عین حال هم عاشق باشد،هم دلتنگ بشود،هم کتاب بخواند،هم گریه کند و هم انگار که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده است.
اقای میرصادقی مشاورم بودن . سال اول کنکورم ( البته خودشون که نه . با مجموعشون کار کردم . خودشون صرفا ...

میر صادقی لعنتی جذاااااااب   

اگه این کتابم تموم بشه (که نمیدونم چرا تموم نمیشه)حتما کتاب بعدی همین کتابیه که معرفی کردی 


سلام سلام

گزارش امروز:

ظرفاروشستم ‌و جمع کردم

کل خونه رو تی و جارو زدم 

داخل و بیرون جارو برقی رو ضدعفونی کردم 

لباس های سفیدی که دیروز تو صابون خیسونده بودم شسته شد لباسای شسته شده دیروز تا شد و رفت تو کمد 

میوه ها رو شستم و جا دادم تو یخچال

قورباغه# قسمت دوم تمیز کردن دیوار

برای شام ماکارونی 

آب دادن به گل ها


دياناهستم هر چه تبر زدی مرا زخم نشد !! جوانه شد  هرکجای ایرانی مراقب خودت باش .....
سلام کارهای انجام شده ی امروزم خوردن صبحانه و داروها و شستن ظرفاش  شستن چدن های گاز حسابی&nbs ...

تولد خواهر جونی مبارک باشه 

خوش بگذره دختر مهربون

دياناهستم هر چه تبر زدی مرا زخم نشد !! جوانه شد  هرکجای ایرانی مراقب خودت باش .....
سلام دوستان عزیزم🥰🥰 این دو سه روز چند بار شروع کردم نوشتن قبل اینکه پستم کامل بشه مجبور شدم به یه ...

بهت تبریک میگم جز بندگان خاص خدایی که کمد دیواری خیلی بزرگ داری    

اینو منی که تا پارسال کمد دیواری بزرگ داشتم و الان تو این خونه ندارم خوب درک میکنم  


دياناهستم هر چه تبر زدی مرا زخم نشد !! جوانه شد  هرکجای ایرانی مراقب خودت باش .....
بهت تبریک میگم جز بندگان خاص خدایی که کمد دیواری خیلی بزرگ داری       اینو من ...

اخ گفتی😉 دقیقاآاا

ما دو تا خونه قبلیمون کمد دیواریاش تعریفی نداشت، الان اینجا تمااااام وسایلم و لباسام و هر چی فک کنی توش جا دادم. تلافی خونه های قبلیم سر این کمد دراوردم😅😅


من ظهر خواستم مهدی رو بخوابونم پاشم ادامه کمد دیواری رو برم، که نقشه م با شکست مواجه شد.

مهدی یهو شرو کرد گریه فکرکنم اثر استامینوفن تموم شد و پاش درد گرفت، کلی جیغ زد  گریه کرد، شاید یکی دو ساعت طفلی درد داشت تا بالخره خوابش برد، خوابش هم خیلی تیکه تیکه بود

😔😔

بالخره دردش آروم شد و به خواب عمیق رفت.

منم بلند شدم ادامه کمددیواری.

دوباره مهدی بیدار شد وباز بغل میخواست. امروز خیلی اذیت شد، امیدوارم فردا بهتر باشه کوچولوی قشنگم.

همسرم اومد مهدی رو سپردم بهش و کمد رو تموم کردم، تمام لباسها رو بجز اونا که اویز بودن به تاق منتقل شدن برای اینکه فردا پاکسازی بشن.

کمد رو تموم کردم و گردگیری و جارو زدم

ظرف شستم، شام حاضری خوردیم

اتاق علی یکم اسباب بازی توش بهم ریخته بود جم کردیم با خودش.

بعدرفتم حموم و یه عالمه لباس شستم.

مهدی تب داره بهش مجدد دارو دادیم و همسرم پاشویه ش کرد، الان بهتره خداروشکر.

فردا عصر تولد خواهرزادمه، فقط ما هستیم و اون یکی خواهرم

باید لباسا رو آماده کنم.

بازیافتی رو جمع بندی کردم و برای فردا هماهنگ کردم بیام ببرن، با همون نرم افزاری که گفتم، فردا بیاد ببینم رضایت بخش بود یا نه


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز