حالم خوب نیست بخاطر مسائل همیشگی رابطم با همسرم و چیزهای دیگه.... بی پولی، بدبختی، رابطه م با خانواده که همش بگو مگو شده..
از ظهر تا الان تو اتاقم، برق خاموش، زیر پتو خوابیدم،
مامانم هم نمیاد بگه تو چته؟ چرا ناراحتی؟ گشنه نیستی؟ شام نمیخای؟
شاید من پرتوقع هستم شاید عیب از منه شاید منم که دختر خنکی هستم، دلم خیلی گرفته از دست همه و همه.. خسته ی خستم، هیچکس ندارم باهاش حرف بزنم، دلم میخاد بمیرم.. مشکلات تموم نمیشن دردا تموم نمیشن، فقط از خدا میخام زودتر مرگم برسونه.
بچها ببخشید که اینجوری حرف زدم بخدا خیلی حالم خرابه، شما هر چی خاستین کامنت بزارین من همه رو میخونم حالم بهتر شد جواب میدم