2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

من دانشجویی یه جا بود فال قهوه میگرفت تا الان همش درسته دعا کنید بقیشم درست باشه حتی زندان 5 سال بعد داداش دوستمم گفت😐

برای سلامتی مامانم صلوات مهمونم میکنی ؟ممنونتون میشم                                                                    خیلی دعا کردم ولی خواست خدا با دعای ما فرق داشت برای شادی روح مادرم دعا کنین لطفا 😔هیچوقت فکر نمیکردم اینو اینقد زود بگم 
چون تجربه نکردی اینو میگی ی بار ک تجربه کنی منعجب بشی دیگ نمیگی

اتفاقادیروزخانمی برام فال گرفت وطالع بینیم وگفت هم خوب بودهم بد حالاهمش توفکرشم کلابهم ریخته شدم نمیدونم چه قدرمیتونه درست بگه

پدربزرگم خب مسلمه بدش میومد اعتقاد نداشت مادبزرگمم از اون بدتر ـ ب مسخره و خنده گرفتن پدربزرگم گفت خب بیا بگیر ببینم. گفت کف دستتو باز کن . پدر بزرگم باز کرد بهش یه چیزایی گفت کلک و پر هممون ریخت بهش گفت یه یتیم بزرگ میکنی یه اولادت فوت کرده بچه ی اونه ، ب یسریا احترام گزاشتی دستشونو گرفتی پا شدن الان که افتادی همونا بهت پشت کردن  وخیلی چیزای دیگه که همه خنده هاشونو قورت دادن بعد من از بچگی خوشم میومد ب خالم گفتم خاله بگو منم بگیره دیگه خالم گفت بیا این دختر ماهم فالشو بگیر اصلا ببین فال داره و خندید .. واااای قشنگ یادمه مو به موشو 

بهم گفت شوهرت در اینده فامیل دورتونه . سبزس قد متوسط داره و تو بدنش نشونه و زخم عمیقه . من هرچقد فک کردم بعدها دیدم بابا هیشکی سنش به من نمیخوره که همه ی پسرای فامیل یا زن داشتن یا سنشون به من نمیخورد . تا اینکه شوهرم اومد خاستگاریم . پسرخاله ی شوهر خالم بود ـ سبزه بود . بدنش خالکوبی داشت و یه جای عمیق بریدگی که قبلا چاقو خورده بود ... و اینجوری هممون ایمان اوردیم کلا پیش اومده زیاد از این اتفاقا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز