همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
من دانشجویی یه جا بود فال قهوه میگرفت تا الان همش درسته دعا کنید بقیشم درست باشه حتی زندان 5 سال بعد داداش دوستمم گفت😐
برای سلامتی مامانم صلوات مهمونم میکنی ؟ممنونتون میشم خیلی دعا کردم ولی خواست خدا با دعای ما فرق داشت برای شادی روح مادرم دعا کنین لطفا 😔هیچوقت فکر نمیکردم اینو اینقد زود بگم
پدربزرگم خب مسلمه بدش میومد اعتقاد نداشت مادبزرگمم از اون بدتر ـ ب مسخره و خنده گرفتن پدربزرگم گفت خب بیا بگیر ببینم. گفت کف دستتو باز کن . پدر بزرگم باز کرد بهش یه چیزایی گفت کلک و پر هممون ریخت بهش گفت یه یتیم بزرگ میکنی یه اولادت فوت کرده بچه ی اونه ، ب یسریا احترام گزاشتی دستشونو گرفتی پا شدن الان که افتادی همونا بهت پشت کردن وخیلی چیزای دیگه که همه خنده هاشونو قورت دادن بعد من از بچگی خوشم میومد ب خالم گفتم خاله بگو منم بگیره دیگه خالم گفت بیا این دختر ماهم فالشو بگیر اصلا ببین فال داره و خندید .. واااای قشنگ یادمه مو به موشو
بهم گفت شوهرت در اینده فامیل دورتونه . سبزس قد متوسط داره و تو بدنش نشونه و زخم عمیقه . من هرچقد فک کردم بعدها دیدم بابا هیشکی سنش به من نمیخوره که همه ی پسرای فامیل یا زن داشتن یا سنشون به من نمیخورد . تا اینکه شوهرم اومد خاستگاریم . پسرخاله ی شوهر خالم بود ـ سبزه بود . بدنش خالکوبی داشت و یه جای عمیق بریدگی که قبلا چاقو خورده بود ... و اینجوری هممون ایمان اوردیم کلا پیش اومده زیاد از این اتفاقا