بعدش اومد سمتم لباسم پاره شد انقد کشید هیچی فقط یادمه بهش گفتم تو عکس هات دیدمزن و بچه داری میام به زنت میگم عوضی گفت بیا بگو هیچی به زور خوابید روم من و انداخت زمین دمر خوابیدم انقد خودمو سفت کرده بودم که همش تکونم میداد میگفت چرا مثل سنگ شدی کاملا عقلم میرسید خیلی بچه نبودم ولی واقعا زورم نمیرسید هیچی دیگه میخواست از پشت کاری کنه که نتونست ولی من دردم گرفت باز وحشی بازی دراوردم گازش گرفتم ولم کرد دیگه