بچه ها بیاید اینجا یه کم از همسایه مریضمون براتون بگم،ما یک ساله که اومدیم این خونه و مستاجریم،قبل از هرچیزی بگم که ما خونه قبلی هم از همسایه واحد بغلیمون شانس نیاوردیم مهمونیای شبانه و مست کردن تا صبح و جیغ و خنده و وقتی هم محترمانه تذکر دادیم بدتر میکردن و ساعت چهار صبح میومدن تو راهرو و با مهموناشون جیغ میکشیدن حالا قبلی رو بی خیال میخوام از همسایه جدیدمون بگم که یه زن روانی به تمام معناست،اگر ظاهرشو ببینید جوری صداشو نازک میکنه و سلام و احوالپرسی با همسایه ها میکنه که فکر میکنی وای عزیزم مگه صدای این درمیاد،اما تو خونشون که حرف میزنه یه صدای بلند وحشتناک دو رگه داره و دائما جیغ و فریاد سر بچه و شوهرش،اتاق خواب ما دیوار به دیوار پذیرایی ایناس،این زن از بچش بدش میاد جوری که همش اعصاب بچه رو بهم میریزه بچه هم که فقط هشت سالشه و دختره الان مثل مامانش مریض شده و فقط جیغ میکشه،یه شوهر خاک بر سرم داره که حتی از خودش کلید در واحدشونم نداره و ماشین و خونه زندگي زیر دست زنه س،حتی يه بار به شوهرش گفت میخوای این ماه پول ندم چکات پاس نشه!!! این خانوم با شوهرشم دائما درگیره،مثلا بچه تو خونه هر کاری میکنه این زنگ میزنه اداره شوهرش و جیغ و داد میکنه سر شوهرش... تا اینجاشو بخونید ادامشو دارم مینویسم