شوهرمو خیلی دوسش دارم این من بودم ک پا پیش گذاشتم برای دوستی
با اینکه قبل من دوس دخترای زیبای زیادی داشت اما ب هاطر اینکه من اون زمان خیلی ساده بودم و حرف گوش کنش بودم با من خیلی زود ازدواج کرد
میگفت بعدها رفته رفته دوسم داشته اوایل دوسم نداشته
بعد توی زندگیمون اون کلا منو نادیده میگرفت
خسیس هست شدید
خواهراش اذیتم کردند حس میکنم شادی من براش مهم نیست 😞
همه اش من دنبالش بودم هر جا
همه اش من محبت میکردم
محبتشو انگار از روی وظیفه انجام میداد ن علاقه برای همین باید مرتب گوشزد میکردم من دلم میخواد بغلم کنی منو ببوسی تا منو بغل کنه
مدام