نمیدونی با چ مصیبتی بهش رسیدم...عین هفت خوان رستم بود... ی بار مرگو تجربه کردم تا بهش رسیدم... عمو بزرگم جلو کل فامیل کشیدتو گوشم گفت زنش شدی اگ برگشتی روتو سباه میکنم چون میگفت مرد زندگی نیس... چرا پا رو دلم نذاستم ب خرف کسی نشدم....مامان بیچارم میگفت ولش کن مامان این ادم خوشبختت نمیکنه مگه تو چی کم داری....