من سال اولی ک عقد بودم رفتم
.نگمبرات از اول عید میمون بالا ی چهارپایه بودم
عین کرم خاکی زیر مبلاش و زیر کابینتاش..کم مونده بود بره حموم بگه بیا اصلاحمم کن..تف بهشون..لیاقتم نداشتم که...خاک بر سرم من حتی یک بارم این کارا رو واسه مامانم نکرده بودم..خلاصه بگم الان که نمیرم هزار جورخ قهر میکنن فکر کردن وطیفه ست..منم اهمیت نمیدم.. اونجا میرم آبم بخوام میگمشوهرم بیاره واسم