سلام خانوما من ۵ ماه پیش زایمان کردم یعنی اواسط شهریور شوهرم شب قبل زایمانم زنگ به مادرش زد و گفت به با با بگو سه ملیون به من قرض بده تا اخر شهریور پولایی میاد دستم پس میدم مادرش گفت شرمنده با با چک داره ونمیتونه بده گذشت و این پولو از با بام گرفتم وزایمان کردم و هنوز ۱۰ روز نشده بخاطر از کار افتادگی کلیه دوباره بستری شدم دیگه هزار دوا درمون باور کنید فقط یه بارش ۳۰۰ هزار تومن ویزیت دکتر دادیم از بیوپسی وهزار تا ازمایشوو،،،،، بگذریم تو این دوران برادرم و زن برادرم بارها به من وشوهرم گفتن اگه پول میخوای رو ما حساب کن ولی دریغ از هیچی که پدر شوهر ومادر شوهرم بگن پول بیمارستانم بارم بابای من داد حالا بعد چند ماه شوهرم باز به مادرش اس داد۳ تومن به من بدید ۲۰ روزه پس میدم مادرش بازم گفت بابات چک داره و نداریم شوما بودید ناراحت نمیشدید؟؟؟؟
اگرراست بگن نه ولی اگر دروغ بگن چه ناراحت بشیم چه نشیم شکی نیست که این افرادازلطف خداونددورخواهندبودچون کسی که ازفرزندخوددریغ کنه پس وای به حال دیگران.
شما ميخواي زايمان كني به پدرشوهرتون چه ارتباطي داره؟
نقش همسرتون و خودتون چيه اين وسط پس؟
آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیافتد✨رویا ببارد🌦دختران برقصند💃 قند باشد🧁بوسه باشد💋خدا بخندد🤍به خاطر ما که کاری نکردهیم💚🤞🏻من تا آن روز چشم به در خواهم دوخت🕊
چرا من ناراحت میشدم.نمیدونم چرا باب شده خانواده دختر ،دختر که میدن جهاز هم بدن سیسمونی بدن پول دوا درمون دختر شون را بدن توی خرید منزل کمک کنن و....والا عرفا شرعا و قانونا تمام مخارج زن از کمترین تا بیشترین برای مسکن و رفاه و پوشاک و حتی لوازم آرایش و خدمتگزار بر عهده ی مرد هست که اگه توانش را نداشت پدرش موظفه پرداخت کنه چون نسبت به اولاد پسرش ولایت قهری داره.واقعا خیلی جای تعجبه این وظیفه است .نه لطفه نه نیکوکاری.فقط ادای تکلیفه
دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد🌹🥀🌺🌹🥀🌺🌷⚘
چه پر توقعين😐 شما ميخواي زايمان كني به پدرشوهرتون چه ارتباطي داره؟ نقش همسرتون و خودتون چيه اين و ...
چقدر تند میرید کسی نگفت اونا خرج زایمان منو بدن شوهرم گفت کم دارم ۳ تومن از بابام میگیرم ۱۰ روز بعد پسش میدم ادم ممکنه خیلی تو این موقعیت قرار بگیره از با با ش نخواد از کی بخواد اونم قرض چند روزه