سلام . واقعا دیگ خسته شدم من تو ی شهرستان خیلی کوچیک زندگی میکنم اینجا همه همدیگه رو میشناسن خیلی همسایه هامون فوضول و خبر چینن من 15 سالمه ولی با این وجود 5 تا آبجی ی داداش دارم عروسی کردن میان خونه ما حرفاشون آزارم میده .هم خانواده مون هم افراد محلمون خیلی خشکی مذهب دارن از ترس حرف مردم حتی موهامم نمیذارم بیرون.اصلا آزادی ندارم چیکار کنم آخه انقد ترس تو وجودمه ک حتی با عشقم بهم زدم شکست عاطفی ک هیچی همش حرص میخورم از دست مردم حق الناسو رعایت نمیکنن بعد فقط ب چیزای الکی گیر میدن خشکی مذهب دارن وااای دیگه نمیتونم تحمل کنم