2777
2789
عنوان

حرف مردم

94 بازدید | 16 پست

سلام .  واقعا دیگ خسته شدم من تو ی شهرستان خیلی کوچیک زندگی میکنم اینجا همه همدیگه رو میشناسن خیلی همسایه هامون فوضول و خبر چینن من 15 سالمه ولی با این وجود 5 تا آبجی ی داداش دارم عروسی کردن میان خونه ما حرفاشون آزارم میده .هم خانواده مون هم افراد محلمون خیلی خشکی مذهب  دارن از ترس حرف مردم  حتی موهامم نمیذارم بیرون.اصلا آزادی ندارم چیکار کنم آخه انقد ترس تو وجودمه ک حتی با عشقم بهم زدم شکست عاطفی ک هیچی همش حرص میخورم از دست مردم حق الناسو رعایت نمیکنن بعد فقط ب چیزای الکی گیر میدن خشکی مذهب دارن وااای دیگه نمیتونم تحمل کنم  

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

واقعااا ما 15 سالگی هنوز عروسک بازی میکردیم تازه ازادم بودیم 

همون . من کلا صب تا شب خونه تنها بودم مامان بابام سرکار همش سرم به کتاب زبانام بود یادمه ..فوقش میرفتیم یه بازی کامپیوتری میکردیم 

مامان بابای پیر داشتنم همین دردسرارو داره دیگه افکاراشون قدیمیه آبجی داداشامم زیادن خونمون شلوغ میشه اونا ک هیچی 12 تاام نوه داریم انقد وحشین دیوونم میکنن  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز