من قبل عقد هم چون یه سری حرفها و بگو مگو ها پیش اومد من اون روی سکه رو هم دیدم و پامو تو یه کفش کردم که اصلاااااااا نمیخوامشون ولی فردای اونروز با وساطت فامیلشون هرچن بازهم مادرشوهره راضی نبود ولی قایله رو ختم دادن من هی انککار که نمیخوام ولی خدابیامرز داییم همش فقط میگفت برو دیگه نمیشه چون واقعا هم اش دهن سوزی نبودن. یه عده ادمایی که واقعا نه اداب معاشرت بلد بودن و نه احترام حالیشون بود