رو کلمه دوست دارم رمز گذاشتیم مثلا وقتی جلوی جمع نمیشه بگه دوسم داره میگه هوا چقد گرمه از این دیونه بازیا که هر کس تو رابطه اش داره:)شاید وقتایی که بیرون بودیم روزی صد بار گرمش میشه ! حتی یادمه یروز برف میومد و باهاش قهر بودم و با فاصله از هم راه میرفتیم وسط خیابون یهو داد زد و گفت< ای خدا خودت شاهدی که چقدر گرمه >کسایی که دورو برمون بودن با تعجب نگاش کردن فقط من بودم که گفتم منم گرممه(:❤ رمز واقعی منو شوهرم
منم از بچه دار شدن متنفر بودم ولی ازبس همه گفتن بهم انگار تلقین شده برام از طرفی شوهرم هم انگار حوصلش سررفته چیزی نمیگه ولی احساس میکنم اگر بچه دار بشم یه سری نقصها تو زندگین رفع بشه نمیدونم فعلا که دوماه تو اقدامم و نشدم
همون تنهایی چون واقعا تنهام توجمع خانواده شوهرم خیلی تنهام وقتی میرم پیششون چون بهم محل نمیدن بااینکه ارومم و واقعا کاری ندارم بهشون بدجنسم نیستم اینجوری حداقل بادخترکم مشغولم البته هنوزبدنیانیمده توراهه