سلام دوستان،من از اول ازدواج با خانواده همسرم مشکل دارم چون ب طرز عجیبی حسود و فتنه هستن،عید رفته بودیم شهرستانشون ک متاسفانه منو همسرم دعوای لفظی کردیم و در کمال تعجب دیدم مادر شوهرم اومد وسط بگو مگوی ما و به شوهرم گفت ک ما بت گفتیم اینو نگیر و فلانی رو بگیر و همین باعث شد شوهرم بیشتر عصبی بشه و منو کتک زد همون روز من با قهر برگشتم و نزدیک یکسال هیچ ارتباطی با خانواده همسرم نداشتم ولی الان شوهرم بم گفته ک مادرش قراره بیاد بهمون سر بزنه منم پر از کینه و نفرتم بمن بگید چطور باهاش رفتار کنم؟
تو چقد مثه هیشکی نمیمونی...خیلیم عشقی خودت نمیدونی
من خودم کلا با شوهرم بی تعارفم. در چنین شرایطی علت امدن مادرش میپرسم و ابراز میکنم نمیخوام ببینمش. ا ...
اخه این مامانش شهرستانه،بعد بدتر از این اینه ک وقتی تنهایی میرفت تا یه مدت زیادی اموزشش میدادن ک ب زنت انقد بها نده وقتی برمیگشت علنا مثه یخ بود با من تا مدتی،میدونی مشکل از شوهرمه خیلی زیر سلطه اوناست
تو چقد مثه هیشکی نمیمونی...خیلیم عشقی خودت نمیدونی
واااای دقیقا مثل خانواده شوهر منن. منم دقیقا همین مشکلم.
اکثر خانواده های شوهر اینطورن نمیدونم چرا،بعد مادره بهتره ی خواهر شوهر دارم از این فتنه تر و گوه تره با اون ک کلا از همون اول قطع ارتباط کردم تو سه ثانیه میتونه ببرت طلاقت بده انقدررر فتنه ست ،ولی من همش خودمو دلداری میدم میگم کائنات اینا رو بی جواب نمیزاره تاوان فتنه هاشون رو پس میدن
تو چقد مثه هیشکی نمیمونی...خیلیم عشقی خودت نمیدونی
اکثر خانواده های شوهر اینطورن نمیدونم چرا،بعد مادره بهتره ی خواهر شوهر دارم از این فتنه تر و گوه تره ...
دقیقا خواهر شوهر منم وحشی. البته طبیعی مادر که اون باشه دخترش هم همین. یادشون میافتم مریض میشم. از نظر منم کارشون بی جواب نمیمونه. واگذار کردم به خدا. اما خودم خنگ جلوشون جلوه ندادم بعضی وقتها باید جلوشون در بیای
اکثر خانواده های شوهر اینطورن نمیدونم چرا،بعد مادره بهتره ی خواهر شوهر دارم از این فتنه تر و گوه تره ...
مثل خواهرشوهر من بدبختی من اینه که عجیب رو مادرش سلطه داره همش مامانش و علیه من تحریک میکنه مامانش زنگ میزنه به من چرت و. پرت میگه بعد فکر میکنه خیلی زرنگه منم خرم نمیفهمم