من خودم سلطاااان سوتی ام....
یه سری با اولین خواستگارم قرار داشتم اولین خواستگارم بود و اولین قرارم بود همسایمونم بود..انقد هول شده بودم دکمه های مانتومو از بالا اشتباه بسته بودم و از پایین یکی اضافه اومده بود...اومدم خونه فهمیدم انقد حرص خوردم😧😧
یه سریم تقریبا ۱۲ سالم بود دوچرخه سواری میکردم داشتم میرفتم دیدم جلوی یه مغازه چندتا پسر نشستن جو گیر شدن یه دسته رفتم خوردم به دست انداز افتادم زمین دوچرخم تیکه تیکه شد انقد ضایع شدم یکی از پسرا اومد کمکم اون تنه ی دوچرخم و فرمونشو گرفت منم لاستیکشو گرفتم منو رسوند خونمون😆😆😆😆هنورم خجالت میکشم از جلوی اون مغازه رد بشم😧
شمام بگین😆😆