دیروزم شوهرم گفت من اصفهان کاری نداشتم تورو بردم دکتر😔منم گفتم ازخونه بابام که اومدم شکمم تخت تخت بود برگشته به من میگه خودت بچه میخواستی😔منم گفتم دیگه داغ بچه دوما به دلت میذارم.کاراتم خودت بکن.بس من خرم همه کار میکنم تمام زنا حامله از ماه اول خوابن من خونه تکونیمم کردم الانم باهاش قهرم .