نمیدونم چی شداما امشب تازه مثل همونروزا که همه صف کشیدن جلوی ما و نذاشتن باهم باشیم انگار بعد اون همه سال با شنیدن یه اهنگ تموم اون گذشته جلو چشمام صف کشیدن یادته لای همون دفتری که اروم گذاشتی رو میز کدوم اهنگ و برام نوشته بودی؟کی اشکات و پاک میکنه شبا که گریه داری دست رو موهات کی میکشه وقتی من و نداری... شونه کی مرهم هق هقت میشه دوباره از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره...وقتی تو نیستی من تنهام تنهای تنها. یادم نرفته روز اخر برام نوشتی وقتی ناراحت شدم به یاد بیارم کسی و که بیشتر از همه دوسم داشت شاید دلیل اینکه تو ناراحتیام یادت می افتم همین جمله باشه...نمیدونم شاید فکرکردن به تو گناه اما چه گناه شیرینی که به جای عذاب وجدان تو لحظات سخت و ناراحتیا بهم ارامش میده تو انقدر خوب و پاکی که خودت از من فرار میکنی نکنه من به گناه بیفتم و تو اشتباه کنی تو انقدر مقدسی که زنی که کنارت رو با یک نگاه بهااوج میبری چقدر میتونه خوشبخت باشه کسی که کنار تو نفس میکشه...